در این لحظات مبارک، نوای دلنشین چرخ بال ریاست محترم جمهور،
گوش های آسمان را نوازش می دهد و عزم بر افتتاح جاده ای با تاریخ 40 سال انتظار با دستان مبارکش دارد. ظاهرا قرار است تونلهای جاده کازرون-شیراز نیز نامگذاری شوند؛ پیشنهاد بنده برای نامگذاری تونلها این است که کل تونلها به نام نمایندگانی که به بهانه احداث همین جاده به مجلس راه یافتند نامگذاری شود و چون احتمالا تعداد نماینده های راه یافته از تعداد تونلها کمتر است پس یکی از تونل ها را به مبارکی این لحظات، به نام دکتر حاج محمود و دیگری را به نام پیشنهاد دهنده این طرح، یعنی خود من نامگذاری کنند. اگر هنوز هم جا داشت و یا خواستند روی پیچ های جاده هم اسم بگذارند از نام کسانی که مردند و افتتاح جاده را ندیدند استفاده شود بهتر است. خداوند به حضرت محمود صبر و اجر جزیل عنایت فرماید تا بتواند هر چه سریعتر دوره خدمت خود را به مردم شریف ایران و کازرون به پایان برساند و هم دولت خدمتگزار نفس راحتی بکشند هم ملت خدمتکار. این شعر را از اعماق کازرونِ وجودم تقدیم
می کنم به مردی که نه تنها جغرافیا که تاریخ را هم گیج کرده است:
حاج محمود عزیزم! السلام
زائر تهران گریزم! السلام
شهروندی ساده و بی شیله ام
مثل تو پروانه ای بی پیله ام
گفته بودم تا بیایی افتتاح
سفره دل واکنم صِرف مزاح
الغرض گویا رئیس دولتی
می خوری نوشابه با نانِ پَتی
امر کن ما هم سپورت می شویم
لپه های آش شورت می شویم
کام تر کن تا کنیزیّت کنیم
جاده باشی قلوه ریزیّت کنیم
ای فدای “هاله” دور سرت!
حضرت عیسی تویی دنیا خرت
صاحب سرگیجه انسان تویی
دشمنت “بزغاله” و چوپان تویی
هر که در اخلاص تو شک می کند
نام خر را روی خود حک می کند
گفته بودم: بوی “دولک” می دهی
بوی عطر “خارتپولک” می دهی.
حال بوی عطر حاجی می دهی
هر مریضی را علاجی می دهی
منتها مرد حسابی خوب من!
راه حلهایت گلابی خوب من!
طرح امنیت سَرِ فرهنگ نیست
چاره تشویش ما در جنگ نیست
سیر در آفاق و انفس می کنی
آسمان ها را تجسس می کنی
لحظه ای پایین بیا ما را ببین
از “انارستان” ما نوری بچین
ما “پریشان” نگاه خسته ات
چاکر افکار تند و بسته ات
ای انرژی در نگاهت هسته ای!
بند دنیا را به “یابو” بسته ای
تو عمو زنجیر بافی بعد از این
منجی راه “بنافی” بعد از این
کازرون را پایتخت عام کن
مرکز و دروازه اسلام کن.
حسین رضوی فرد


