خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژانویه 31st, 2007

گفتی که باد مرده ست …

گفتي که:

«ــ باد، مُرده‌ست!

از جای برنکنده يکي سقف ِ رازپوش
بر آسياب ِ خون،
نشکسته در به قلعه‌ی بي‌داد،
بر خاک نفکنيده يکي کاخ

 
باژگون

مُرده‌ست باد!»
 

گفتي:

«ــ بر تيزه‌های کوه

با پيکرش، فروشده در خون،
افسرده است باد!»

تو بارها و بارها

با زنده‌گي‌ت
 

 
شرمساری
 

 
از مرده‌گان کشيده‌ای.
 

 
(اين را، من

همچون تبي
 

 
ــ دُرُست

همچون تبي که خون به رگ‌ام خشک مي‌کند ــ
 

 
احساس کرده‌ام.)

وقتي که بي‌اميد و پريشان
 

 
گفتي:

«ــ مُرده‌ست [...]

نوشته را کامل بخوانید »