خلاصهشیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه “راه چپ” مخالف با “راه راست” طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموما آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند.شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموما بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنماییهای موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب میکنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان میدهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی میشوند.تاریخچهمفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که میگوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.
- این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است).
- با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزههای آنها شیطان وجود دارد و در همه جهانبینیهای الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.
با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18)، مردl در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگتر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد ظهور پیدا کرده.به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزههای مخالف دینهای ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمیترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب “تکذیب یک کتاب” توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع میکند: “در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،…”. در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان میتواند به موارد زیر تقسیم شود:
- یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای “دشمن” یا “تهمت زننده” است. و همینطور نام فرشتهای است که مومنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.
- اسلامی: کلمه شیطان در عربی “الشیطان” به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولا به موجودی به نام ابلیس صفت داده میشود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد.
- مسیحیت: در بسیاری از شاخههای مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته میشود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است میتواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی “دیابلوس” به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای “تهمت زننده” یا “کسی که به ناحق دیگران را متهم میکند”. واژه Devil از فعلی به معنای “پرت کردن” یا “انتقال دادن” نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت “devi” مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر میآید)
- آیاواشی: “آکیلاتریراتو آمانای” منبع اسطورهشناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به “کرونی” که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نامهای “راوانا” , “دوریودهانا” و … متولد شده اند.
انواع و رویکردهای شیطان پرستیشیطان پرستی فلسفیبه طور غیر رسمی و گستردهای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی میدانند. او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموما خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیدهای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی مینگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل میدهند. به طور شفافی، آموزههای شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که این تعالیم از آموزههای یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.شیطان پرستان لاوییاین نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب “انجیل شیطان” و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر نوشتههای فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. “شیطان” در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف میدانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند.شیطان پرستی دینیگرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولا پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا بوسیله شیطان شناخته میشوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است میتواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولا قبل از مسیح) اقتباس شوند.بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) میتوانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهههای باستانی بینالنهرینی و بعضا از الهههای رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان میگویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است)مابقی گروهها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولا توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق میکنند و تلاش میکنند خود را بوسیله فلسفههایی چون میجیک و فلسفههای مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق میکند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشتهاند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" میگویند.شرپرستاناین فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولا متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است[فلسفه شیطانیشیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه میشود:
- شیطان میگوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
- شیطان میگوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی
- شیطان میگوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
- شیطان میگوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان
- شیطان میگوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم مسیحیت که میگوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربهای به طرف دیگر بزند[
- شیطان میگوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشامهای غیر مادی
- شیطان میگوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفتهای روشنفکرانه، او را پستترین حیوانات ساخته است.
- شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه میدهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند.
- شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.
و در مقایسه با این جملات، لاوی 9 گناه شیطانی را نیز نام برده است: حماقت، ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون میپوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت: Solipsism میتواند به یک طرز فکر معرفتشناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد میشود که تنها کسی هستند که میتوانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران میگویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.او (لاوی) سپس 11 قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامهای اخلاقی نیست، ولی راهنماییهای کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:
- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
- وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
- اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
- هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیدهای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
- هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
- اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کردهای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
- هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
- کودکان را آزار نده.
- حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفتهای یا برای شکارشان.
- وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.
نقد شیطان پرستیگرچه بیشتر نقدها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل میگیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آن تعریف میشود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفهها و ادیان ضعیف عمل میکند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولا ضد شیطان است شکل گرفته است.
- بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی میکنند. به هرحال آنها ادعا میکنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل میگیرد.حال گفته میشود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته میشود که با خداوند مخالفت میکند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)
- عالمان مسیحی بر این باورند که نمیتوان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کارهای خوب است (به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت میکنند، تلاش میکنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شدهاند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا میکنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.
- شیطان پرستی یک “سراب فلسفی” و “علم بیان سنگین” است. چرا که گفته میشود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
- “انسان موجودی اجتماعی است و به انسانهای دیگر احتیاج دارد”. بعضیها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشتهاند و آن را به تنهایی تعبیر کرده اند. استقلال میتواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، میتوان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.
- یکی از نقدهای کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولا خود را به عنوان راه نجاتی برای تودههای تسلیم شده مردم در مقابل دینهای اصلی معرفی میکند، بر شایستگیهای آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید میکنند و انزوا گرایی میتواند به سوء استفادههای مختلفی ناشی شود – که معمولا نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولا در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده است.
فرقههای غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروهها به اشتباه به عنوان گروههای شیطان پرستی در نظر گرفته میشود.به طور کلی دو تعریف برای گروههای شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:
- هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد میکنند. و آن را منتسب به طبیعت “حقیقی” انسان مینامند.
- گروههایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند.
تعریف دوم، معمولا توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروهها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان بیشتر دینهای کافر جدید (مثلا ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف شیطان پرست مینامند.طبق این تعریف به ندرت از دینهایی مانند اسلام و یهود و فرقههای مسیحیت به عنوان شیطان پرست تعبیر میشود. چنین گروههایی که دینهای گذشته را شیطان پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمونها یا چند فرقه کوچک دیگر. البته شنیده شده است که بعضا کاتولیک ها، پروستانها را نیز شیطان پرست نامیدهاند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق میافتد.حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده است، گروههای هوی متال موسیقی است. گرچه گروههایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازیهای شیطانی استفاده میکنند ولی عمده گروههای متال/راک ارتباطی با یکی از انواع شیطان پرستی ندارند. منابع :۱- نقدی بر انواع و گروههای شیطان پرستی. نام مترجم/محقق: کیوان معمر (ورودی سال 81 مهندسی صنایع – گرایش تولید صنعتی)، استاد راهنما: حاج آقا کریمی (معارف اسلامی 2)، پاییز 84 – دانشگاه علم و صنعت ایران.۲- http://fa.wikipedia.org/



salam matlabat bad nist fonteto taghir bedeh ye zareham matlab darbarey metal bezar
bye
?????
Exelent!!!
salam
matalebet ali bood ,lotfan matalebe jadideto vasam mail kon……..
age matne kamele ketabo ham dashtivasam befrest
tnx…
ammirhosein@yahoo.com
sallam matnet vaghan khob bood taghryban afkare khodam ro be soorate maktoob khondam manzooram shytan parastye falsafye man montazere matalebe badyt hastam mer30
شیطان پرستی(SATANISM)
——————————————————————————–
شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت
شيطان پرستي را جهان تاريك ميگويند.
شيطان پرستي :حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود . خود كشي توجيهي
اينگونه دارد :” اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟” : مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا
به دست نمي آيد .
شيطان : زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است ،
همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند .
شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم عمر شب را بلند مي داند . ما
حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پنداريم . ما همه چيز را منفي مي خواهنيم ، اگر به باغ سيب برويم
همه سيب ها را كال مي بينم و اگر به تئاتر برويم همه بازيگر ها را لال مي پنداريم.
شيطان پرستان :چشمهايت را باز كن ، فقط ببين . مغزت را ببند ، فكر نكن . نقش تو ، نقش تماشا چي
تئاتر در اين دنياست .
شيطان پرستي> معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. كوره راه
است مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنم که ما به مقصد
نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و
بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود
راه بازگشتي وجود ندارد.وبايد با ما بماني تا آخر مرگ
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، 666، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده ي
شاخ دار ، برهنه پوشي … تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه
شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.ترس را
شيطان پرست ها به ارمغان آورده اند. .”توصيه اي كه ما به شما مي کنيم. شنيدن آهنگ هاي تند همراه
با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. انها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به
مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.و اينگونه خودراراحت کنيم خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از
عشق و محبت متنفرند.در اصل انها به جنگ با خود و اقعیت خود پرداخته و به خیال خود به دنبال
حقیقت گمشده و حقیقت واقعی هستند. آنان خوانندگان بسيار خشني ، كه در صدايشان مي توان غرش
را شنيد ، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند.وپيام شيطان را به مامي رسانند ميخواهيم و كمبود و
نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنيم. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان
ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بلک متال كه از موسيقي Yiddishگرفته شده در همه زواياي ذهن
جوان ايران و … رخنه كرده ، به طوري که روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز
معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
“هدف ما دستيابي به يک قدرت جهاني است”
“هيچگونه محدوديتي براي حوزه فعاليتهاي ما وجود ندارد”
“توده مردم بايد صرفا به وسيله ما اداره شوند”
اعتقادات شیطان پرستان:
با تمام روشهاي ممکن بايد اهميت حکومت و قدرتمان را به همگان گوشزد و اعلام کنيم کساني که به
حکومت جهاني ما تسليم شوند از حمايتمان بر خوردارند.
1-شيطان سمبل آزادي، به جاي رياضت و سختي است .
2-شيطان سمبل زندگي و حيات وجود به جاي خواب و روياي ناچيز معنوي .
3-شيطان بازگو مي كند كم عقلي و بي عفتي بهتر از رياكاري و خود فريبيست .
4-شيطان بازگو مي كند مهرباني به كساني كه شايسته شان است بهتر از عشق ورزيدن از روي ظاهري
و جلب توجه مي باشد .
5-شيطان بازگو مي كند كينه جويي و انتقام بهتر از پررويي و گستاخي است .
6-شيطان بازگو مي كند مسؤليت را به مسؤلش محول كردن بهتر از فكرهاي پليد و خوناشامي است .
7-شيطان بازگو مي كند انسان فقط يك نوع حيوان ديگري است، گاهي اوقات بهتر از آن، بارها و بارها
شديدتر از آنهايي كه در اين راه به طور اجباري آلوده شده اند، كه، بخاطر خداي معنوي اش و ظهور
عقلاني، بصورت شرارت حيواني تبديل شده است .
8-شيطان بازگو مي كند همه چيزهايي كه به سينس (گناهان) مشهور هستند، عبارتند از : دگرگوني از
حالت بي عقلي و مغز سربي (منجمد) بصورت طبيعي ذهن و فكر، يا احساس يا حس خوشي .
9-شيطان سمبل دوستي و رفاقت است كه حتي كليساها هم اين قدر دوستي و رفاقت را در خود نمي
ديدند . كه كليساها هر ساله تجارت هايي (كمك هاي خيريه) برپا مي كردند .
__________________
در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !
یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:
Inverted Pentagram (پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.
Baphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « … پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»
Ankh : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.
Swastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.
All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.
Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.
Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba’al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.
Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر ” هرچه تخريب کننده است تو انجام بده ” يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.
Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان ميباشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مينمايند.
مطالبت جالب بود اگه از اینا خوشت اومد بنداز تو وبلاگت
یا حق
به نام يكتاي بي همتا
به قول حافظ بزرگ:
دام سخت است مگر يار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم
توكلت علي الله يا رب العالمين
اعوذبالله من الشيطان الرجيم
دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند به پيمانه زدند
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت با من راه نشين باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعه كار به نام من ديوانه زدند
و چرا اين امانت الهي را به دستان آتش مي سپارند؟؟؟
بس
salam .damrt garm karat kheyli ghashange .in shomarame karaye bahal dari biya treid konim(09364380322)
شیطان پرستی در واقع یک نوع دین نیست که پیروانش بخواهند که شیطان را بپرستند و به عبادتش مشغول شوند فقط نامیست که به دلیل همخوانی با فعالیت های این گروه با داستانهایی که از اهریمن و شیطان نقل میکنند .بر ان نهاده شده است….ان گروه همان طور که از رفتار و طرز پوششان پیداست سعی میکنند به نحوی خود را شبیه شخصیت های منفی داستان های تخیلی کنند ..این رفتار هم به نحوی نوعی ابراز وجود است که کمبود های یک فرد را با خاص بودنش چه در پوشش و چه در رفتار جبران میکند. محسن دهقانی emperator03@yahoo.com
http://photo–blog.blogfa.com/post-54.aspx چند عکس از شیطان پرستان
salam
website khoobie
bye bye
hala ye boooooooooooooooooooos
خداوندا از شر شيطان و هر چي آدم شيطان صفت به تو پناه مي برم
سلام
ازتون تشکر می کنم وب سایت خیلی خویب هست
بنام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگذرد
سلام عزيزان خوبيد كه ايشالله من حرفاتونو خوندم اميدوارم حرفاي منو هم بخونيد ازتون ممنونم كه از دينتون دفاع ميكنيد . دختراي گل رو به فاطمه كبرا و اقاپسرارو به قمربني هاشم مي سپرم بعد از خداوند بزرگ .
ابتدا سلام ميكنم خدمت دوستان.من بطور اتفاقي به اين سايت اومدم.مطالبشو خوندم اما از اهداف سايت چيزي جز تخريب انسانيت متوجه نشدم . در يه قسمت گفتيد كه خداوجود ندارد، پس شيطان از كجا رانده شد؟؟همين شيطان به خدا گفت من بغير تو سجده نميكنم ، پس خود شيطان هم خدارو قبول داره ،در نتيجه خدايي هست و دنيايي بجز اين دنيا وجود داره .
زهره خانم گفتن : كسيكه بخاطر صفات بد و غرور خودش در مقابل خالقش ايستادگي ميكنه چه انتظاري ميشه ازش داشت تا بخواهيم از اون تبعيت كنيم و مورد پرستش قرار بديم . الااي وحال شيطان از اينكه ديگه جايگاهي در بهشت نداره و نخواهد داشت ميخواد براي خودش همراه و شريك جرم پيدا كنه و براي اين هم قسم خورده كه از هر طريقي كه شده باعث انحراف انسان بشه . كسيكه براي ما اشرف مخلوقات سجده نكرد چرا مابايد براي اون كه از ما خيلي پايين تر هست سجده كنيم و مورد پرستش قرار بديم ؟شيطان بخاطر از دست دادن اون همه بركت و مقام و تمام نعمت هاي موجود در اختيارش سعي ميكنه انسان رو هم به هر ترفندي كه شده از رسيدن به اون نعمت ها و زتدگي جاويد بازداره .
خداباوجود قسمي كه شيطان از اون سرپيچي كرد باز ازاون بطور مثبت ياد ميكنه و منكر وجود شيطان نميشه ، اما شيطان چي ، خدارو انكار ميكنه . افريننده هميشه بياد مخلوقش هست هرچند اون مخلوق بياد افريننده نباشه ، در لحظه نياز بداد بندش ميرسه چه بد چه خوب ،ميدوني چرا ؟ مادريكه بچه اش چه بد باشه چه خوب اينها باعث نميشه تا وظيفه مادري رو فراموش كنه و مسئوليتشو بخوبي انجام ميده .
ساردين خان شما ميگي بيطرفي ، اما نقد اصلي شما متوجه اسلام و خداست ! چرا؟ ايا اسلام دين ناقصيه؟، دين هاي ديگه مشكل ندارن ناقص نيستن ، در حاليكه اسلام كاملترين دينهاست و دين هاي ديگه هم از اونچه در قران به نفعشون بود استخراج كردن و باب ميل خودشون رو بكار گرفتن .
شما و اونچه كه طرفدارشيد منيّت هارو در نظر داره چيزهايي كه دوست داريد و به شخصه پسند ميكنيدو مايل به اون هستين و…اما اسلام كليت رو ميسنجه به منيّت ها اهميت نميده ، چرا كه باعث قدرتمند شدن يك عده خاص شده و باعث فساد ميشه ، اسلام از عموميت صحبت ميكنه از سعادت وتكامل كلي بشر و اهداف متعالي اون ، اما شماها و ساير دين ها ، مخصوصا شما در مورد خاص ها حرف ميزنيد .
شما ميگي : كتب فرويد و دكارت و غيره رو مطالعه كردين كه در برخي موارد قبولشون ندارين!در بعضي موارد موافق اونها هستيد!كه اين باعث تعجبه ، وبراداشت ميشه اونچه براي هدف شما بهتره مورد استفاده قرار ميگيره هر چي كه به نفع خواسته هاي شما باشه در غير اين مورد قبول شما ها نيست .
حالا شما هم چه اشكالي داره ، يكبار قران رو بخونيد و با كتب اونها مقايسه كنيد، ببينيد قران چه تعريفي داره و چي ميگه . شما ادعا ميكني شيطان پرست نيستي ؟ پس چرا سنگ اونها رو به سينه ميزني؟ تو خودت دين مشخصي نداري اونوقت در مورد دين اسلام حرف ميزني ! كه اين خودش يه سوال برا مخاطباتون هست …
شما چرا خودتو كاملا معرفي نميكني لااقل بدونيم با كي بحث ميكنيم . شما ميگي بحث رو خيلي دوست داري!
اما چرا به مقابله با اسلام ازش استفاده ميكني ؟ دين هاي ديگه كه شبه هاي زيادي دارن كه شما درموردش بحث نداري واسلام رو داري مورد حمله قرار ميدي!
در مورد پيامبر و كتاب اسماني بايد اشاره داشت كه محمد(ص) وسيله اي براي برانگيخته كردن دين كامل از سوي خدا بود ، خدا بادليل و مدرك تمام گفته هاشو ثابت ميكنه از طريق كسانيكه مورد قبول تمام انسانها هست اينكارو ميكنه ، كه بدترين ادما اونو قبول داشتن و دارن، اما وسيله شيطان چي بود ؟ افرادي مثل تو با ايجاد شك ميخواهند انسان رو از تعالي بودن جدا كنن ، وفعاليت هاي بيهوده …
چرا تو به خدا و كتاب و فرستادش شك ميكني ؟ چرا به شيطان شك نداري كه روحتو قبضه كرده و با كارهاش توسط امسال تو باعث انحطاط انسان و انسانيت ميشه ؟
از حكومت حرف ميزني از سختيهاش و… بايد بدوني سر چشمه اينا از همون ادماي بي خداست كه بخاطر اهداف شخصي موجب سلب اسايش و ارامش جامعه ميشن ، و ما نبايد كارهاي انسانهاي هوس باز و ماديگرا كه بجر خودشون به چيزي فكر نميكنن به اسم اسلام و خدا بذاريم .
« دوباره برميگردم از محمدعلي گلمحمدي ، شكوفه ، پريسا ، زهره ممنونم اميدوارم هر جا هستن موفق باشن اگه كسي جامون ببخشه من مطالب اين عزيزان رو خوندم ازشون تشكر ميكنم اگه كسي جا موند به بزرگي خودش ببخشه». [اين اي دي منه خوشحال ميشم باهم در ارتباط باشيم بچه هاTanha2007pj :]
سلام و خسته نباشيد من چند روز پيش با يه سايتي كه در مورد شيطان پرستي بحث ميشد اتفاقي برخورد كردم و خواستم جوابي داده باشم كه سايشو پيدا نكردم اگه ربطي به شما نداره عذر ميخوام
در م,vn فرقه اسکلت تراشی نیز مطالبی بگذارید
عصر تمدن و این همه انسانهای نادان!!!